زبان و ادبیات فارسی، جلد ۳۳، شماره ۹۸، صفحات ۱۶۵-۱۹۰

عنوان فارسی بررسی و تحلیل انضمامی روایت «رستم و شَغاد» با استفاده از رویکرد نقد نو
چکیده فارسی مقاله قصۀ «رستم و شغاد» یکی از فنّی­ترین و منسجم­ترین روایت­های موجود در شاهنامه است. در این قصه، برجسته­ترین پهلوان شاهنامه، رستم، از جریان روایت حذف می­شود. علاقه فردوسی به رستم سبب شده است تا فردوسی برای حذف او حساسیت و وسواس زیادی نشان دهد. فردوسی برای حذف این شخصیت ملی مجبور بوده است تا دقت زبانی و روان‌شناختی زیادی صرف کند تا مرگ رستم، با آن عظمت و شکست­ناپذیری، معقول و پذیرفتنی جلوه کند. نقد نو، به‌منزله رویکردی انضمامی و سیستمی، تلاش می­کند تا با اصالت‌بخشیدن به متن، الگوهای کلامی، هماهنگی، و وحدت درونی اجزا را در اثر نشان دهد. پیش‌فرض مقاله این است که فردوسی با استفاده از مقولا­تی به نام «بازی اعتماد» و «فریب عاطفی» تلاش کرده است تا مرگ پهلوانی چون رستم را برای خواننده باورپذیر کند. مقدماتی چون «مفتون‌سازی»، «متقاعدسازی»، «خلق بحران و اضطرار»، «ایجاد حیرت»، «تبدیل قصه من به ما»، «تبانی»، «جلب اعتماد»، «تسریع اعتماد»، و «توطئه» قتل رستم را تا حد زیادی منطقی می­کند. در این مقاله، با روش توصیف و تحلیل کیفی و دقیقِ متن، تلاش می­شود تا مقدمات زبانی و ذهنیت روان‌شناختی فردوسی برای توجیه­پذیری مرگ ابرپهلوان اثر ارزیابی شود.
کلیدواژه‌های فارسی مقاله شاهنامه،رستم و شغاد،روایت،باورپذیری،الگوهای کلامی،

عنوان انگلیسی A Concrete Study of the Narrative of Rostam and Å aqâd from the Perspective of New Criticism
چکیده انگلیسی مقاله The story of “Rostam and Šaqâd” is one of the most technical and coherent narratives in the Šâhnâmeh. In this story, the most prominent hero, Rostam, is removed from the narrative flow. His interest and attachment to Rostam caused Ferdowsi to show great sensitivity and obsession in removing Rostam from the narrative. In order to remove this national figure, Ferdowsi had to exert a lot of linguistic and psychological precision to make the death of such a great and invincible character appear reasonable. As a concrete and systematic approach, new criticism attempts to show the verbal patterns, harmony, coherence, and the internal unity of the components in a work by giving authenticity to the text. The premise of this article is that Ferdowsi tried to make the death of a hero like Rostam believable to the reader by using categories called “trust game” and “emotional deception”. Premises such as “charming”, “persuading”, “creating crisis and urgency”, “creating astonishment”, “transforming my story into ours”, “collusion”, “attracting trust”, “accelerating trust”, and “conspiracy” make Rostam’s murder believable to a great extent. In this article, using the method of qualitative and precise description and analysis of the text, an attempt is made to evaluate Ferdowsi’s linguistic and psychological premises for the justification of the death of his great hero.
کلیدواژه‌های انگلیسی مقاله شاهنامه,رستم و شغاد,روایت,باورپذیری,الگوهای کلامی

نویسندگان مقاله حامد دالوند |
دانشگاه لرستان، لرستان، ایران

محمد خسروی شکیب |
دانشگاه لرستان، ایران

صفیه مرادخانی |
دانشگاه لرستان، ایران

رسول حیدری |
دانشگاه لرستان، ایران


نشانی اینترنتی https://jpll.khu.ac.ir/article_6769_9d38e6eab92b2aeb0a83b570188d5a1a.pdf
فایل مقاله فایلی برای مقاله ذخیره نشده است
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده fa
موضوعات مقاله منتشر شده
نوع مقاله منتشر شده
برگشت به: صفحه اول پایگاه   |   نسخه مرتبط   |   نشریه مرتبط   |   فهرست نشریات