|
|
پژوهش های مابعدالطبیعی، جلد ۴، شماره ۱، صفحات ۷-۳۲
|
|
|
| عنوان فارسی |
نسبت میان مابعدالطبیعه و اخلاق در اندیشه دکارت |
|
| چکیده فارسی مقاله |
یکی از شالودههای نظام فکری دکارت تعریف تازهای است که از انسان بهدست میدهد. در کتاب تأملات (تأمل دوم) و نیز در کتاب جستوجوی حقیقت، تعریف رسمی ارسطویی انسان در مقام «حیوان ناطق»، بر اساس وضوح و تمایز دکارتی، آشکارا دستخوش این چالش میگردد که در این تعریف، دو مفهوم مبهم «حیات» و «نطق» محوریت دارد. در تعریف تازه دکارتی، انسان «شیئ اندیشنده ناممتد» است. اما باید توجه داشت که اندیشنده بودن انسان دکارتی با ناطق بودن انسان ارسطویی بسیار فرق دارد، به این معنا که اندیشه تنها در ساحت «ذهن» تحقق مییابد در حالیکه نطق متعلق به وادی «نفس» است. نظر به اینکه دکارت میخواهد خود را از هرچه مفهوم مبهم و کیفی است، برهاند، نهتنها نطق که حیوانیت انسان نیز دستخوش چالش میشود، چراکه «حیات» نیز مفهومی است که در دوگانهانگاری اندیشه/امتداد دکارتی جای نمیگیرد. حال، باید دید آیا انسانی که در او نفس به ذهن، نطق به سخنگفتن، و حیات به صرفِ حرکت و حرارت اندامهای درونی فروکاسته میشود، میتواند مانند انسان ارسطویی به عالم، به دیگر انسانها و به دیگر حیوانات نگاه اخلاقی داشته باشد یا خیر؟ آیا انسانی که در تعریف او، حتی احساس و تخیل نیز در زمره قوای درجه دوم اوست، میتواند وارد ساحت اخلاق شود؟ آیا چنین انسانی میتواند در قبال جهانِ یکسره ممتد و فاقد حیات، احساس تکلیف اخلاقی داشته باشد؟ |
|
| کلیدواژههای فارسی مقاله |
انسان دکارتی،اخلاق،نفس،ذهن،حیات،اندیشه، |
|
| عنوان انگلیسی |
The Relation between Metaphysics and Ethics
In Descartes Thought |
|
| چکیده انگلیسی مقاله |
The redefinition of human being is among the foundations on which Cartesian thought is based. Descartes, in his Meditations on First Philosophy and Search for Truth, explicitly criticizes the Aristotelians formal definition of man as 'rational animal' because of the fact that two pivotal concepts in it, i.e. animality and rationality, both are vague and confused. Instead, in Cartesian philosophy man is redefined as the unextended thinking thing that is very different from Aristotelian formal definition in that being thinking for Descartes, is so remote from being rational for Aristotle. The former relates only with the sphere of mind, while the latter with soul. Both animality and rationality are excluded from Cartesian new definition of man because within his dualistic thought/extension paradigm, all confused, qualitative notions have been replaced with clear and distinct ones. Now, in present paper, we try to explore that weather we can yet expect from the Cartesian man whose soul has been reduced to mind, rationality to speaking, and animality to movement and heat of internal organs, to behave morally within the world, as we do from Aristotelian one. Basically, can the Cartesian man, who has no sensation and imagination at first, do ethics, and has any moral obligation before the other beings. |
|
| کلیدواژههای انگلیسی مقاله |
انسان دکارتی,اخلاق,نفس,ذهن,حیات,اندیشه |
|
| نویسندگان مقاله |
سیدمصطفی شهرآیینی | پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
|
|
| نشانی اینترنتی |
https://mi.khu.ac.ir/article_8443_7e6b20d014d1c659e4eaf20dc2dcd7eb.pdf |
| فایل مقاله |
فایلی برای مقاله ذخیره نشده است |
| کد مقاله (doi) |
|
| زبان مقاله منتشر شده |
fa |
| موضوعات مقاله منتشر شده |
|
| نوع مقاله منتشر شده |
|
|
|
|
برگشت به:
صفحه اول پایگاه |
نسخه مرتبط |
نشریه مرتبط |
فهرست نشریات
|