|
|
پژوهش های مابعدالطبیعی، جلد ۶، شماره ۲، صفحات ۱۳۹-۱۶۶
|
|
|
| عنوان فارسی |
رورتی و گذر از فلسفه دکارت |
|
| چکیده فارسی مقاله |
در فلسفه دکارت، صفت اصلی جوهر جسمانی، بُعد (امتداد) و صفت اصلی جوهر اندیشنده، فکر میباشد. در خوانش رورتی از فلسفه دکارت، جهان فاقد هرگونه جنبه الوهی است و این نگاه مکانیستی دکارت به جهان مورد ستایش رورتی قرار می گیرد؛ چرا که رورتی جنبه الهی و روحانی و اخلاقی بر جهان بار نمیکند و نگاه کاملا ماتریالیستی به آن دارد. در طرف مقابل، دکارت جوهر اندیشنده را امری غیرمادی و روحانی قلمداد میکند که واضح و متمایز است و مبنای معرفتشناسی قرار میگیرد. این نگاه به نفس، مورد انتقاد رورتی قرار میگیرد؛ زیرا رورتی اولا دوگانگی بین جسم و نفس را نمیپذیرد و ثانیا با پذیرش فیزیکالیسم غیرتقلیلگرا به نقد ذهن، معرفتشناسی و کل سنت فلسفی و بهویژه فلسفه دکارت بهعنوان مبنای بهوجود آمدن معرفتشناسی، میپردازد. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانهای به بیان انتقادات رورتی بر فلسفه دکارت میپردازیم تا سرنوشت انسان بیجهان دکارت در اندیشه رورتی را مورد بررسی قرار دهیم. |
|
| کلیدواژههای فارسی مقاله |
جوهر،جسم،نفس،فیزیکالیسم،معرفت شناسی، |
|
| عنوان انگلیسی |
Rorty and the Passage from Descartesâ Philosophy |
|
| چکیده انگلیسی مقاله |
In René Descartes’ philosophy, the primary attribute of res corporea is extension (extensio), while the defining attribute of the ego cogito is thought (cogitatio). In Richard Rorty’s interpretation of Cartesian philosophy, the world is stripped of any divine dimension. Rorty explicitly appreciates this mechanistic worldview, insofar as it refrains from imposing spiritual, moral, or theological meanings upon reality, instead adopting a thoroughly materialistic outlook. At the same time, Descartes conceives the thinking substance as an immaterial and indubitable entity—clear and distinct—and thus establishes it as the foundation of epistemology. Rorty, however, criticizes this conception of the soul on two main grounds. First, he rejects the dualism between mind and body. Second, by adopting a form of non-reductive physicalism, he extends his critique to the notions of mind, epistemology, and, more broadly, the entire philosophical tradition that takes Cartesian thought as its starting point. Using a descriptive-analytical approach and drawing on library-based sources, this article seeks to articulate Rorty’s critique of Cartesian philosophy and to examine the fate of Descartes’ notion of the “man without a world” within Rorty’s philosophical framework. |
|
| کلیدواژههای انگلیسی مقاله |
جوهر,جسم,نفس,فیزیکالیسم,معرفت شناسی |
|
| نویسندگان مقاله |
علی جعفری اسکندری | گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
|
|
| نشانی اینترنتی |
https://mi.khu.ac.ir/article_8519_80384bb51273c4bd610693564d31e860.pdf |
| فایل مقاله |
فایلی برای مقاله ذخیره نشده است |
| کد مقاله (doi) |
|
| زبان مقاله منتشر شده |
fa |
| موضوعات مقاله منتشر شده |
|
| نوع مقاله منتشر شده |
|
|
|
|
برگشت به:
صفحه اول پایگاه |
نسخه مرتبط |
نشریه مرتبط |
فهرست نشریات
|